masturbators

[ایالات متحده]/ˈmæstərbeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈmæstərbeɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که خود را مسمه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

chronic masturbator

masturbator مزمن

habitual masturbator

masturbator معمول

compulsive masturbator

masturbator اجباری

serial masturbator

masturbator متوالی

shameless masturbator

masturbator بی‌حیا

public masturbator

masturbator عمومی

admitted masturbator

masturbator اعتراف کننده

male masturbators

masturbator‌های مردان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید