matchbush

[ایالات متحده]/mætʃbʊʃ/
[بریتانیا]/mætʃbʊʃ/

ترجمه

n. یک میله یا کوچکی که با یک ماده پوشانده شده است که به راحتی سوخته و برای انتقال آتش به یک بار انفجاری استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the gardener planted a matchbush along the fence line.

چمن‌پرور یک گیاه ماتچبوش را در کنار خط فنری کاشت.

matchbushes thrive in warm, sunny climates.

ماتچبوش‌ها در مناطق گرم و خورشیدی به خوبی رشد می‌کنند.

the matchbush produced small white flowers in spring.

ماتچبوش در بهار گل‌های سفید کوچکی تولید می‌کند.

i pruned the overgrown matchbush last weekend.

من گیاه ماتچبوشی که بیش از حد رشد کرده بود را هفته گذشته کاشت.

birds often nest in the dense matchbush near the pond.

پرندگان اغلب در ماتچبوش چгу در نزدیکی تالاب تایفه می‌کنند.

the matchbush requires regular watering during dry spells.

ماتچبوش نیاز به آبیاری منظم در دوره‌های خشک دارد.

wild matchbush grows abundantly in the forest clearing.

ماتچبوش‌های جنگلی در جایگاه‌های جنگلی به طور فراوان رشد می‌کنند.

she arranged cut matchbush branches in a vase.

او شاخه‌های ماتچبوش قطع شده را در یک جعبه گل قرار داد.

the matchbush forms a natural privacy screen around the property.

ماتچبوش یک صفحه نمایش خصوصی طبیعی را در اطراف ملک تشکیل می‌دهد.

gardeners recommend mulching around matchbush to retain moisture.

چمن‌پروران توصیه می‌کنند که در اطراف ماتچبوش چوب‌های چوبی را قرار دهید تا رطوبت حفظ شود.

the matchbush attracts butterflies with its fragrant blossoms.

ماتچبوش با گل‌های عطردار خود مورچه‌های زنبق را جذب می‌کند.

frost damaged several branches of the matchbush.

یخ‌زدگی چند شاخه از ماتچبوش را آسیب رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید