matriarchy

[ایالات متحده]/ˈmeɪ.tri.ɑː.ki/
[بریتانیا]/ˈmeɪ.triˌɑr.ki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی اجتماعی که در آن زنان قدرت و اقتدار اصلی را دارند؛ وضعیت یا حالت مادری بودن

عبارات و ترکیب‌ها

matriarchy society

جامعه مادری

matriarchy system

سیستم مادری

matriarchy culture

فرهنگ مادری

matriarchy leadership

رهبری مادری

matriarchy values

ارزش‌های مادری

matriarchy role

نقش مادری

matriarchy history

تاریخ مادری

matriarchy community

جامعه مادری

matriarchy influence

تاثیر مادری

جملات نمونه

many cultures have a matriarchy where women hold the primary power.

بسیاری از فرهنگ‌ها دارای نظام مادری هستند که در آن زنان قدرت اصلی را در دست دارند.

in a matriarchy, lineage is traced through the mother.

در یک نظام مادری، نسب از طریق مادر ردیابی می‌شود.

the concept of matriarchy challenges traditional gender roles.

مفهوم نظام مادری نقش‌های جنسیتی سنتی را به چالش می‌کشد.

matriarchy can lead to different social dynamics compared to patriarchy.

نظام مادری می‌تواند منجر به پویایی‌های اجتماعی متفاوتی نسبت به نظام پدری شود.

in a matriarchy, women often make the major decisions.

در یک نظام مادری، زنان اغلب تصمیمات مهم را می‌گیرند.

some believe that matriarchy promotes a more peaceful society.

برخی معتقدند که نظام مادری ترویج یک جامعه صلح‌آمیزتر می‌کند.

matriarchy is often associated with nurturing and community values.

نظام مادری اغلب با ارزش‌های مراقبت و جامعه مرتبط است.

exploring matriarchy can provide insights into gender equality.

بررسی نظام مادری می‌تواند بینش‌هایی در مورد برابری جنسیتی ارائه دهد.

some novels depict a future where matriarchy is the norm.

برخی از رمان‌ها آینده‌ای را به تصویر می‌کشند که در آن نظام مادری هنجار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید