mayo

[US]/'meɪəʊ/
Frequency: Very High

Translation

n. سس خامه‌ای ساخته شده از روغن، سرکه و زرده تخم‌مرغ، که اغلب با خردل یا ادویه‌های دیگر طعم‌دار می‌شود و به عنوان چاشنی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعmayoes

Phrases & Collocations

mayo clinic

کلینیک مايو

Example Sentences

I like to put mayo on my sandwich.

من دوست دارم سس مایو روی ساندویچم بگذارم.

She made a delicious potato salad with mayo.

او یک سالاد سیب زمینی خوشمزه با مایو درست کرد.

Some people prefer mayo over ketchup on their fries.

برخی از افراد ترجیح می دهند به جای کچاپ، سیب زمینی سرخ کرده خود را با مایو بخورند.

He mixed tuna with mayo for lunch.

او برای ناهار ماهی تن را با مایو مخلوط کرد.

The recipe calls for a tablespoon of mayo.

دستور العمل نیاز به یک قاشق غذاخوری مایو دارد.

Do you want mayo on your burger?

آیا می خواهید ساندویچ خود را با مایو بخورید؟

I can't eat fries without mayo.

من نمی توانم سیب زمینی سرخ کرده بخورم بدون اینکه مایو داشته باشم.

The salad dressing contains mayo as a base.

سس سالاد دارای مایو به عنوان پایه است.

She likes to dip her chicken nuggets in mayo.

او دوست دارد ناگت های مرغ خود را در مایو فرو کند.

The sandwich spread has a hint of mayo in it.

مواد ساندویچ دارای کمی مایو است.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now