mayorazgo

[ایالات متحده]/ˌmaɪ.əˈræz.ɡəʊ/
[بریتانیا]/ˌmaɪ.əˈrɑːz.ɡoʊ/

ترجمه

n. اولویت فرزند اول؛ ملک یا عنوانی که به فرزند اول اختصاص دارد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the mayorazgo system was abolished in spain in the 19th century.

سیستم میورازگو در اسپانیا در قرن نوزدهم لغو شد.

establishing a mayorazgo ensured the family estate remained intact.

ایجاد یک میورازگو باعث می‌شد که مالکیت خانوادگی به صورت کامل حفظ شود.

only the firstborn son could inherit the rights to the mayorazgo.

فقط پسر اول می‌توانست حقوق میورازگو را به ارث ببرد.

the nobleman founded a mayorazgo to preserve his lineage's power.

نobleman یک میورازگو را بنیان گذاشت تا قدرت نسب خود را حفظ کند.

spanish law regarding the mayorazgo influenced colonial practices.

قوانین اسپانیایی در مورد میورازگو روی روش‌های استعماری تأثیر گذاشت.

he petitioned the king for permission to create a mayorazgo.

او به پادشاه پیشنهاد داد تا اجازه ایجاد یک میورازگو را بدهد.

the dissolution of the mayorazgo changed the rural economy.

انحلال میورازگو باعث تغییر اقتصاد روستایی شد.

daughters were typically excluded from inheriting a mayorazgo.

معمولاً دختران از ارث میورازگو محروم می‌شدند.

this ancient document outlines the rules of the mayorazgo.

این اسناد باستانی قوانین میورازگو را توضیح می‌دهد.

the mayorazgo prevented the fragmentation of large landholdings.

میورازگو از تفکیک اراضی بزرگ جلوگیری می‌کرد.

understanding the mayorazgo is essential for studying feudal history.

فهم میورازگو برای مطالعه تاریخ فئودالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید