mayors

[ایالات متحده]/ˈmeə.əz/
[بریتانیا]/ˈmeɪ.ɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رئیس منتخب یک شهر یا شهرستان

عبارات و ترکیب‌ها

city mayors

شهرداران شهر

local mayors

شهرداران محلی

mayors meeting

جلسه شهرداران

mayors council

شورای شهرداران

mayors association

انجمن شهرداران

mayors conference

کنفرانس شهرداران

mayors forum

فروشگاه شهرداران

mayors summit

نشست شهرداران

female mayors

شهرداران زن

new mayors

شهرداران جدید

جملات نمونه

many mayors are focused on improving public transportation.

بسیاری از شهردارها بر بهبود حمل و نقل عمومی تمرکز دارند.

mayors often hold meetings to discuss community issues.

شهردارها اغلب جلساتی را برای بحث در مورد مسائل جامعه برگزار می کنند.

the mayors of major cities met to collaborate on climate change.

شهردارهای شهرهای بزرگ برای همکاری در زمینه تغییرات آب و هوایی گرد هم آمدند.

some mayors are advocating for more affordable housing.

برخی از شهردارها از افزایش مسکن مقرون به صرفهتر حمایت می کنند.

mayors play a crucial role in local government.

شهردارها نقش مهمی در دولت محلی ایفا می کنند.

many mayors are working to enhance public safety.

بسیاری از شهردارها برای افزایش ایمنی عمومی تلاش می کنند.

mayors often face challenges related to budget constraints.

شهردارها اغلب با چالش های مربوط به محدودیت های بودجه مواجه هستند.

successful mayors are often good communicators.

شهردارهای موفق اغلب ارتباطات خوبی دارند.

mayors can influence state and national policies.

شهردارها می توانند بر سیاست های ایالتی و ملی تأثیر بگذارند.

some mayors have implemented innovative programs for youth.

برخی از شهردارها برنامه های نوآورانه برای جوانان اجرا کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید