meadows

[ایالات متحده]/'medəu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراتع; دشت‌ها (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

lush meadows

چمنزارهای سرسبز

rolling meadows

چمنزارهای گسترده

جملات نمونه

meadows riant in the sunlight

چمنزارهای مطبوع در آفتاب

the meadows are carpeted with flowers.

چمنزارها با گل پوشیده شده اند.

They have railed the meadows off from the new railway cutting.

آنها با نرده‌ها، چمنزارها را از مسیر ریلی جدید جدا کرده‌اند.

The trail wends its way through leafy woodland and sunny meadows.

مسیر از جنگل‌های پردرخت و مراتع آفتابی عبور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید