mechanisation

[ایالات متحده]/ˌmekənai'zeiʃən/
[بریتانیا]/ˌm ɛkənəˈzeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند مکانیزه کردن برای بهبود بهره‌وری و کیفیت.
Word Forms

جملات نمونه

Citrin washing's characteristics and mechanisation are discussed.

ویژگی‌ها و مکانیزاسیون شستشوی سیترین مورد بحث قرار می‌گیرد.

WANWAN can't use backhoe etc mechanisation tools.

وان وان نمی تواند از بیل مکانیکی و غیره ابزارهای مکانیکی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید