meconium

[ایالات متحده]/mɛˈkəʊnɪəm/
[بریتانیا]/mɛˈkoʊniəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اولین مدفوع نوزاد، که از مخاط و صفرا تشکیل شده است؛ لاتکس خشک شده به دست آمده از خشخاش تریاک؛ تریاک
Word Forms
جمعmeconiums

عبارات و ترکیب‌ها

meconium aspiration

خون غلیظی جنینی

meconium staining

لکه‌دار شدن با مواد جنینی

meconium ileus

انسداد روده با مواد جنینی

meconium passage

تخلیه مواد جنینی

meconium test

تست مواد جنینی

meconium plug

پیچ مواد جنینی

meconium toxicity

سمیت مواد جنینی

meconium fluid

مایع جنینی

meconium color

رنگ مواد جنینی

meconium analysis

تجزیه و تحلیل مواد جنینی

جملات نمونه

the doctor examined the meconium for signs of infection.

پزشک برای یافتن علائم عفونت، نمونه مهکونی را معاینه کرد.

meconium aspiration syndrome can occur in newborns.

سندرم آسپیراسیون مهکونی می‌تواند در نوزادان رخ دهد.

it is important to monitor the meconium passage after birth.

نظارت بر خروج مهکونی پس از تولد مهم است.

meconium can indicate the health of the fetus during labor.

مهکونی می‌تواند نشان‌دهنده سلامت جنین در حین زایمان باشد.

doctors may perform tests on the meconium to assess risks.

پزشکان ممکن است برای ارزیابی خطرات، آزمایش‌هایی روی مهکونی انجام دهند.

meconium staining of amniotic fluid can be concerning.

رنگ‌آمیزی مهکونی مایع آمنیوتیک می‌تواند نگران‌کننده باشد.

parents should be informed about meconium-related issues.

باید والدین را در مورد مشکلات مربوط به مهکونی آگاه کرد.

clearing the meconium is crucial for the baby's breathing.

پاک کردن مهکونی برای تنفس نوزاد بسیار مهم است.

meconium can be thick and sticky, making removal difficult.

مهکونی می‌تواند غلیظ و چسبناک باشد و باعث دشوار شدن حذف آن شود.

healthcare providers receive training on meconium management.

ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی در مورد مدیریت مهکونی آموزش می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید