medic

[ایالات متحده]/'medɪk/
[بریتانیا]/'mɛdɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص پزشکی؛ دانشجویی که پزشکی می‌خواند؛ گیاه جنس Medicago

عبارات و ترکیب‌ها

emergency medical technician

تکنسین پزشکی اورژانس

paramedic

پارامدیک

medical professional

متخصص پزشکی

جملات نمونه

the severely wounded had two medics to attend to their wounds.

چندین مجروح به شدت آسیب دیده دو پزشک برای رسیدگی به زخم هایشان داشتند.

medics were carrying a wounded man on a stretcher.

پزشکان یک مرد مجروح را بر روی برانکارد حمل می کردند.

Para-Medic: I see you've captured an Indian Gavial.

پارا-مداخله: متوجه شدم که یک تمساح هندی را به دام انداخته اید.

medics have been cited as a key example of a modern breed of technical expert.

پزشکان به عنوان یک نمونه کلیدی از متخصصان فنی مدرن ذکر شده‌اند.

To preserve their noncombatant status under the Geneva Convention, the War Department did not give medics combat pay (ten dollars extra a month) or the right to wear the combat Infantryman Badge.

برای حفظ وضعیت غیر رزمنده آنها تحت کنوانسیون ژنو، وزارت جنگ به امدادگران پرداخت اضافی رزمنده (۱۰ دلار اضافی در ماه) یا حق استفاده از نشان رزمنده پیاده نظام نداد.

The medic bandaged the soldier's wound.

پزشک زخم سرباز را پانسمان کرد.

The medic administered first aid to the injured hiker.

پزشک کمک های اولیه را به کوهنورد مجروح ارائه داد.

The medic rushed to the scene of the accident.

پزشک به سرعت به صحنه حادثه شتافت.

The medic carried a first aid kit at all times.

پزشک همیشه یک جعبه کمک های اولیه همراه داشت.

The medic provided medical assistance to the victims of the earthquake.

پزشک کمک های پزشکی به قربانیان زلزله ارائه داد.

The medic quickly assessed the patient's condition.

پزشک به سرعت وضعیت بیمار را ارزیابی کرد.

The medic's quick response saved the drowning child.

واکنش سریع پزشک جان کودک غرق شده را نجات داد.

The medic administered the necessary medication to the patient.

پزشک داروی لازم را به بیمار تجویز کرد.

The medic is trained to handle emergency situations.

پزشک برای مقابله با شرایط اضطراری آموزش دیده است.

The medic's expertise helped stabilize the injured athlete.

تخصص پزشک به تثبیت وضعیت ورزشکار مجروح کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید