medicals

[ایالات متحده]/ˈmɛdɪkəlz/
[بریتانیا]/ˈmɛdɪkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم پزشکی؛ درمان‌های پزشکی؛ مهارت‌های پزشکی؛ مربوط به پزشکی داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

medical supplies

تجهیزات پزشکی

medical records

سوابق پزشکی

medical equipment

تجهیزات پزشکی

medical staff

پرسنل پزشکی

medical insurance

بیمه درمانی

medical tests

آزمایش‌های پزشکی

medical care

مراقبت‌های پزشکی

medical facility

مركز درمانی

medical consultation

مشاوره پزشکی

medical treatment

درمان پزشکی

جملات نمونه

medicals are essential for ensuring employee health.

معاینات پزشکی برای اطمینان از سلامت کارکنان ضروری هستند.

many companies offer free medicals for new hires.

بسیاری از شرکت‌ها معاینات پزشکی رایگان برای استخدام‌های جدید ارائه می‌دهند.

regular medicals can help detect health issues early.

معاینات پزشکی منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام مشکلات سلامتی کمک کند.

she scheduled her annual medicals for next week.

او معاینات سالانه خود را برای هفته آینده برنامه‌ریزی کرد.

medicals are required for certain job positions.

برای برخی از مشاغل، معاینات پزشکی الزامی است.

he passed all his medicals without any issues.

او بدون هیچ مشکلی، تمام معاینات پزشکی خود را گذراند.

medicals help ensure that employees are fit for duty.

معاینات پزشکی به اطمینان از آمادگی کارکنان برای انجام وظیفه کمک می‌کند.

the company has a strict policy regarding medicals.

شرکت یک سیاست سختگیرانه در مورد معاینات پزشکی دارد.

she was nervous about her upcoming medicals.

او در مورد معاینات پزشکی آینده خود مضطرب بود.

medicals can vary in scope depending on the role.

معاینات پزشکی می‌توانند بسته به نقش، در دامنه متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید