meditators

[ایالات متحده]/'mediteitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متفکر، کسی که در مراقبه مشغول است

جملات نمونه

The meditator sat cross-legged on the cushion, focusing on their breath.

عملگر به صورت چهار زانو روی بالش نشسته بود و روی تنفس خود تمرکز کرده بود.

After a long day, the meditator found peace and relaxation through meditation.

پس از یک روز طولانی، عملگر از طریق مراقبه آرامش و آرامش را بدست آورد.

The meditator closed their eyes and let go of all worries and stress.

عملگر چشمان خود را بست و تمام نگرانی ها و استرس ها را رها کرد.

The meditator practiced mindfulness to stay present in the moment.

عملگر با ذهن آگاهی تمرین کرد تا در لحظه حاضر بماند.

The meditator focused on cultivating compassion and kindness towards themselves and others.

عملگر بر پرورش شفقت و مهربانی نسبت به خود و دیگران تمرکز کرد.

Through meditation, the meditator aimed to achieve a state of inner peace and clarity.

از طریق مراقبه، عملگر به دنبال دستیابی به حالت آرامش و وضوح درونی بود.

The meditator found solace in the practice of meditation during challenging times.

عملگر در دوران سخت در انجام مراقبه آرامش یافت.

The meditator followed a daily routine of meditation to maintain mental well-being.

عملگر برای حفظ سلامت روان، یک روال روزانه مراقبه را دنبال کرد.

The meditator attended a silent retreat to deepen their meditation practice.

عملگر برای عمیق‌تر کردن تمرین مراقبه خود در یک بازگشت خاموش شرکت کرد.

The meditator incorporated mindful breathing techniques into their daily life for greater awareness.

عملگر برای افزایش آگاهی، تکنیک های تنفس آگاهانه را در زندگی روزمره خود وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید