mefloquines

[ایالات متحده]/ˈmɛfləˌkwiːn/
[بریتانیا]/ˈmɛfloʊˌkwiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که برای پیشگیری و درمان مالاریا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

mefloquine dosage

دوز مِفلوکین

mefloquine side effects

عوارض جانبی مِفلوکین

mefloquine treatment

درمان با مِفلوکین

mefloquine resistance

مقاومت به مِفلوکین

mefloquine use

مصرف مِفلوکین

mefloquine efficacy

اثربخشی مِفلوکین

mefloquine guidelines

دستورالعمل‌های مِفلوکین

mefloquine regimen

رژیم مِفلوکین

mefloquine administration

تجویز مِفلوکین

mefloquine therapy

درمان با مِفلوکین

جملات نمونه

mefloquine is commonly used to prevent malaria.

داروی مِفلوکین به‌طور معمول برای پیشگیری از مالاریا استفاده می‌شود.

some people experience side effects from mefloquine.

برخی از افراد ممکن است دچار عوارض جانبی از مصرف مِفلوکین شوند.

mefloquine should be taken with food to reduce nausea.

برای کاهش حالت تهوع، مِفلوکین باید همراه با غذا مصرف شود.

consult your doctor before taking mefloquine.

قبل از مصرف مِفلوکین، با پزشک خود مشورت کنید.

mefloquine is effective against certain strains of malaria.

مِفلوکین در برابر برخی از سویه‌های مالاریا موثر است.

travelers to endemic areas often take mefloquine.

افرادی که به مناطق بومی مالاریا سفر می‌کنند، اغلب از مِفلوکین استفاده می‌کنند.

it is important to follow the dosage instructions for mefloquine.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی برای مِفلوکین مهم است.

some countries have restrictions on the use of mefloquine.

برخی از کشورها محدودیت‌هایی در مورد استفاده از مِفلوکین دارند.

mefloquine may not be suitable for everyone.

مِفلوکین ممکن است برای همه مناسب نباشد.

long-term use of mefloquine can lead to psychological effects.

مصرف طولانی‌مدت مِفلوکین می‌تواند منجر به اثرات روانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید