mehfil

[ایالات متحده]/ˈmehfɪl/
[بریتانیا]/ˈmehfil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسم خاص که به یک موسسه هتل، رستوران و بار اشاره دارد.
شکل‌های واژه
جمعmehfils

جملات نمونه

the poet recited his new ghazals at the evening mehfil.

شاعر غزل‌های جدیدش را در میفیل شب خواند.

a traditional sufi mehfil often features hypnotic music.

میفیل سویی سنتی معمولاً موسیقی هیپنوتیک دارد.

we organized a lively mehfil to celebrate the wedding.

ما یک میفیل پر انرژی را برای جشن عروسی ترتیب دادیم.

everyone listened intently during the somber mehfil.

همه در طول میفیل افسرده با دقت گوش دادند.

he sang beautifully at the mehfil hosted last night.

او به خوبی در میفیلی که شب گذشته برگزار شد آواز خواند.

the weekly mehfil brings the community together.

میفیل هفتگی جامعه را به هم می‌پیوندند.

they discussed philosophy in an intellectual mehfil.

آن‌ها در یک میفیل فکری فلسفه را بحث کردند.

music lovers gathered for a unique mehfil experience.

علاقه‌مندان به موسیقی برای تجربه‌ای منحصر به فرد از میفیل جمع شدند.

the festive mehfil continued until the early morning.

میفیل جشنی تا ساعات پیش از صبح ادامه یافت.

stories were shared at the informal family mehfil.

داستان‌ها در میفیل خانوادگی غیررسمی به اشتراک گذاشته شدند.

she was the guest of honor at the mehfil.

او میهمان اصلی میفیل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید