meist

[ایالات متحده]//maɪst//
[بریتانیا]//maɪst//

ترجمه

n. (دیالکت یا باستانی) قدرت؛ قوت.
v. (دیالکت) گذشته‌ی might؛ می‌توانست.
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیmeister

جملات نمونه

the most important thing is to stay healthy.

مهم‌ترین چیز حفظ سلامتی است.

most people prefer coffee in the morning.

بیشتر مردم قهوه‌ی صبح را ترجیح می‌دهند.

she is most likely to arrive by noon.

او احتمالاً تا ظهر خواهد رسید.

for the most part, the project was successful.

به طور کلی، پروژه موفق بود.

he works from home most of the time.

او بیشتر وقت‌هایش از خانه کار می‌کند.

we should make the most of this opportunity.

ما باید از این فرصت به‌طور کامل استفاده کنیم.

the movie was most certainly worth watching.

فیلم حتماً ارزش دیدن داشت.

most recently, she started learning spanish.

جدید‌ترین اتفاق این بود که او شروع به یادگیری اسپانیایی کرد.

this is the most common mistake students make.

این رایج‌ترین خطا دانش‌آموزان است.

at most, there were fifty people at the party.

حداکثر پنجاه نفر در جشن حضور داشتند.

most children enjoy playing outside.

بیشتر کودکان لذت بردن از بازی در بیرون را دوست دارند.

the book was most interesting from start to finish.

کتاب از ابتدا تا انتها جالب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید