mendelsohn

[ایالات متحده]/ˈmendlsən/
[بریتانیا]/ˈmendlsɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prop. n. گیتار گر و پیانیست آلمانی (1809-1847)، معروف به سیمфонی‌هایش، کنسرت‌هایش و بنیان‌گذاری کونسرتاتور گلهایس.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the architect eric mendelsohn designed many iconic buildings.

معمار اریک مندلسون بسیاری از ساختمان‌های ایکونیک را طراحی کرد.

scholars frequently analyze mendelsohn's expressionist sketches.

دانشمندان به طور مکرر به نگارش‌های اکسپرسیونیست مندلسون تحلیل می‌کنند.

the mendelsohn incessant visions documentary explores his life.

مستند «دیده‌بینی‌های نامحدود مندلسون» زندگی او را بررسی می‌کند.

the einstein tower is a classic mendelsohn project.

برج آینشتین یک پروژه کلاسیک مندلسون است.

this book details the dynamic functionalism of mendelsohn.

این کتاب فункسیونالیسم دینامیک مندلسون را به طور جزئی توضیح می‌دهد.

mendelsohn partnered with serge chermayeff in the 1930s.

مندلسون در دهه ۱۹۳۰ با سرژ چرماєف همکاری کرد.

nickel spent years collecting mendelsohn material for the archive.

نیکل سال‌ها برای جمع‌آوری مطالب مندلسون برای آرشیو وقت گذاشت.

critics admire the streamlined modernism of the de la warr pavilion by mendelsohn.

بازیگران از مدرنیسم ساده‌سازی شده سالن دلاوار بوسیله مندلسون لذت می‌برند.

universitätsgemeinde synagogue reflects mendelsohn's architectural philosophy.

مکان نمازگاه جامعه دانشگاهی مندلسون فلسفه معماری او را منعکس می‌کند.

the exhibition features original mendelsohn drawings and blueprints.

این نمایشگاه طرح‌های اصلی و نقشه‌های مندلسون را به نمایش می‌گذارد.

mendelsohn's style was influenced by the bauhaus movement.

سبک مندلسون تحت تأثیر جنبش باو هاوس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید