menopauses

[ایالات متحده]/ˈmɛnəˌpɔːzɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛnəˌpɔzɪz/

ترجمه

n. دوره‌ای در زندگی یک زن که چرخه‌های قاعدگی به طور دائمی متوقف می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

menopauses symptoms

علائم یائسگی

menopauses treatment

درمان یائسگی

menopauses management

مدیریت یائسگی

menopauses relief

تسکین یائسگی

menopauses support

حمایت از یائسگی

menopauses signs

نشانه های یائسگی

menopauses effects

اثرات یائسگی

menopauses changes

تغییرات یائسگی

menopauses phase

فاز یائسگی

menopauses health

سلامتی در دوران یائسگی

جملات نمونه

many women experience symptoms during their menopauses.

بسیاری از زنان دچار علائم در دوران یائسگی خود می‌شوند.

menopauses can bring about significant changes in mood.

یائسگی می‌تواند منجر به تغییرات قابل توجهی در خلق و خو شود.

it's important to manage health during menopauses.

مدیریت سلامتی در دوران یائسگی مهم است.

some women seek therapy to cope with their menopauses.

برخی از زنان برای مقابله با یائسگی خود به دنبال درمان هستند.

diet can play a crucial role during menopauses.

رژیم غذایی می‌تواند نقش مهمی در دوران یائسگی ایفا کند.

exercise is beneficial for women going through menopauses.

ورزش برای زنانی که دوران یائسگی را پشت سر می‌گذارند مفید است.

understanding menopauses helps in providing better support.

درک یائسگی به ارائه حمایت بهتر کمک می‌کند.

hot flashes are a common symptom of menopauses.

گرگرفتگی یک علامت شایع یائسگی است.

women often share their experiences about menopauses.

زنان اغلب تجربیات خود را در مورد یائسگی به اشتراک می‌گذارند.

discussing menopauses openly can reduce stigma.

بحث در مورد یائسگی به طور آشکار می‌تواند تبعیض را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید