| جمع | mercats |
mercat crossed
ترجمه فارسی
mercat cross
ترجمه فارسی
daily mercat
ترجمه فارسی
local mercat
ترجمه فارسی
medieval mercat
ترجمه فارسی
mercat days
ترجمه فارسی
mercat trade
ترجمه فارسی
mercat stall
ترجمه فارسی
mercat place
ترجمه فارسی
mercat street
ترجمه فارسی
the fishermen unload the catch at the mercat.
چهارمها در بازار ماهی را پس از صید خود بار میکنند.
locals prefer to buy fresh produce at the mercat.
سکونتهای محلی ترجیح میدهند تازههای بازار را خریداری کنند.
the medieval mercat cross stands in the town center.
تاج بازار واقع در مرکز شهر از دوره میانهای است.
we walked through the bustling mercat street.
ما از طریق خیابان پر فعالیت بازار گذشتیم.
the weekly mercat attracts many visitors.
بازار هفتگی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب میکند.
you can find unique antiques at the mercat.
شما میتوانید اشیاء قدیمی منحصر به فرد را در بازار پیدا کنید.
the mercat stalls sell handmade crafts.
فروشگاههای بازار دستسازهای دستکاری را به فروش میگذارند.
prices are often negotiable at the mercat.
قیمتها در بازار اغلب قابل مذاکرهاند.
the mercat square is being renovated.
میدان بازار در حال بازسازی است.
fresh seafood is abundant at the mercat.
ماهی تازه در بازار فراوان است.
the mercat is closed on sundays.
بازار در روزهای یکشنبه بسته است.
he set up his tent at the mercat.
او در بازار چادر خود را فراهم کرد.
mercat crossed
ترجمه فارسی
mercat cross
ترجمه فارسی
daily mercat
ترجمه فارسی
local mercat
ترجمه فارسی
medieval mercat
ترجمه فارسی
mercat days
ترجمه فارسی
mercat trade
ترجمه فارسی
mercat stall
ترجمه فارسی
mercat place
ترجمه فارسی
mercat street
ترجمه فارسی
the fishermen unload the catch at the mercat.
چهارمها در بازار ماهی را پس از صید خود بار میکنند.
locals prefer to buy fresh produce at the mercat.
سکونتهای محلی ترجیح میدهند تازههای بازار را خریداری کنند.
the medieval mercat cross stands in the town center.
تاج بازار واقع در مرکز شهر از دوره میانهای است.
we walked through the bustling mercat street.
ما از طریق خیابان پر فعالیت بازار گذشتیم.
the weekly mercat attracts many visitors.
بازار هفتگی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب میکند.
you can find unique antiques at the mercat.
شما میتوانید اشیاء قدیمی منحصر به فرد را در بازار پیدا کنید.
the mercat stalls sell handmade crafts.
فروشگاههای بازار دستسازهای دستکاری را به فروش میگذارند.
prices are often negotiable at the mercat.
قیمتها در بازار اغلب قابل مذاکرهاند.
the mercat square is being renovated.
میدان بازار در حال بازسازی است.
fresh seafood is abundant at the mercat.
ماهی تازه در بازار فراوان است.
the mercat is closed on sundays.
بازار در روزهای یکشنبه بسته است.
he set up his tent at the mercat.
او در بازار چادر خود را فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید