meronyms

[ایالات متحده]/ˈmɛrənɪmz/
[بریتانیا]/ˈmɛrənɪmz/

ترجمه

n. کلماتی که بخشی از کل را نشان می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

meronyms of

مرنیم‌های

lexical meronyms

مرنیم‌های لексیکال

semantic meronyms

مرنیم‌های معنایی

common meronyms

مرنیم‌های رایج

defining meronyms

مرنیم‌های تعریف‌کننده

identifying meronyms

مرنیم‌های شناسایی‌کننده

meronyms describe

مرنیم‌ها توصیف می‌کنند

meronyms represent

مرنیم‌ها نمایش می‌دهند

all meronyms

همه مرنیم‌ها

different meronyms

مرنیم‌های مختلف

جملات نمونه

the monitor is an integral part of a desktop computer.

صفحه نمایش بخشی از یک کامپیوتر میزی است.

he played a beautiful melody on the violin strings.

او یک ملودی زیبایی را روی ریس‌های ویولن اجرا کرد.

the mechanic checked the engine for any damage.

تکنسین موتور را برای هرگونه آسیبی بررسی کرد.

a single page was torn from the old book.

یک صفحه از کتاب قدیمی پاره شد.

the handle on the door is made of brass.

مقبض درب از مس ساخته شده است.

spectators filled every seat in the large stadium.

بیننده‌ها تمامی صندلی‌های ورزشگاه بزرگ را پر کردند.

the ship dropped anchor in the deep harbor.

کشتی در بندر عمیق کشش‌گذاری کرد.

she carefully arranged each flower in the vase.

او با دقت گل‌هایی را در جعبه گل‌ها چید.

the bedroom window was open to let in fresh air.

پنجره اتاق خواب باز بود تا هوا تازه وارد شود.

you need to change the blade on that saw.

شما باید لезهٔ آن چکش را عوض کنید.

a red wheel spun rapidly on the moving car.

یک چرخ قرمز روی ماشین در حال حرکت با سرعت زیاد چرخید.

the drummer hit the snare with precision.

بازیگر دمبل با دقت در تار دمبل ضربه زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید