mesalliance

[ایالات متحده]/ˌmɛzəˈlaɪəns/
[بریتانیا]/ˌmɛzəˈlaɪəns/

ترجمه

n. ازدواج با فردی از طبقه اجتماعی پایین‌تر؛ یک اتحاد نامناسب، به‌ویژه در ازدواج
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social mesalliance

ائتلافاجتماعی

marriage mesalliance

ائتلاف ازدواج

class mesalliance

ائتلاف طبقاتی

cultural mesalliance

ائتلاف فرهنگی

political mesalliance

ائتلاف سیاسی

economic mesalliance

ائتلاف اقتصادی

family mesalliance

ائتلاف خانوادگی

personal mesalliance

ائتلاف شخصی

historic mesalliance

ائتلاف تاریخی

romantic mesalliance

ائتلاف عاشقانه

جملات نمونه

his marriage was considered a mesalliance by her wealthy family.

ازدواج او به عنوان یک وصلت نامناسب توسط خانواده ثروتمندش تلقی می‌شد.

they faced criticism for their mesalliance.

آنها به دلیل وصلت نامناسب مورد انتقاد قرار گرفتند.

she was warned against entering a mesalliance.

از ورود به یک وصلت نامناسب به او هشدار داده شد.

his parents disapproved of the mesalliance.

والدین او با وصلت نامناسب مخالف بودند.

the mesalliance caused a rift in the family.

این وصلت نامناسب باعث ایجاد اختلاف در خانواده شد.

they were determined to prove that their love was stronger than the mesalliance label.

آنها مصمم بودند ثابت کنند که عشق آنها قوی تر از برچسب وصلت نامناسب است.

despite the mesalliance, they found happiness together.

با وجود وصلت نامناسب، آنها با هم خوشحال بودند.

the concept of mesalliance is often discussed in social circles.

مفهوم وصلت نامناسب اغلب در محافل اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد.

she felt trapped in a mesalliance that her family condemned.

او احساس می‌کرد در یک وصلت نامناسب که خانواده‌اش محکوم می‌کرد، گرفتار شده است.

his choice of partner was seen as a mesalliance by his peers.

انتخاب شریک زندگی او توسط همسالانش به عنوان یک وصلت نامناسب تلقی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید