mesenteries

[ایالات متحده]/ˈmɛsənˌtɛri/
[بریتانیا]/ˈmɛsənˌtɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه‌ای از بافت که روده‌ها را به دیواره شکم متصل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

mesentery fold

پیچ البرنشتین

mesentery tissue

بافت البرنشتین

mesentery function

عملکرد البرنشتین

mesentery blood

خون البرنشتین

mesentery attachment

اتصال البرنشتین

mesentery area

ناحیه البرنشتین

mesentery structure

ساختار البرنشتین

mesentery disease

بیماری البرنشتین

mesentery inflammation

التهاب البرنشتین

mesentery pain

درد البرنشتین

جملات نمونه

the mesentery supports the intestines.

مزه انترائن ها را پشتیبانی می‌کند.

surgeons often examine the mesentery during operations.

جراحان اغلب مزانتر در طول جراحی بررسی می‌کنند.

the mesentery plays a crucial role in digestion.

مزانتر نقش مهمی در هضم ایفا می‌کند.

inflammation of the mesentery can cause pain.

التهاب مزانتر می‌تواند باعث درد شود.

research on the mesentery is gaining attention.

تحقیقات در مورد مزانتر در حال افزایش توجه است.

the mesentery contains blood vessels and nerves.

مزانتر حاوی رگ‌های خونی و اعصاب است.

understanding the mesentery is important for medical students.

درک مزانتر برای دانشجویان پزشکی مهم است.

the mesentery can be affected by various diseases.

مزانتر می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف قرار گیرد.

during surgery, the mesentery must be carefully handled.

در طول جراحی، مزانتر باید با دقت مدیریت شود.

some researchers are studying the role of the mesentery in obesity.

برخی از محققان نقش مزانتر در چاقی را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید