messroom

[ایالات متحده]/ˈmɛsruːm/
[بریتانیا]/ˈmɛsˌrum/

ترجمه

n. (نظامی) سالن غذاخوری در یک کشتی یا پایگاه دریایی
Word Forms
جمعmessrooms

عبارات و ترکیب‌ها

messroom duties

وظایف اتاق غذاخوری

messroom staff

پرسنل اتاق غذاخوری

messroom equipment

تجهیزات اتاق غذاخوری

messroom area

فضای اتاق غذاخوری

messroom supplies

تدارکات اتاق غذاخوری

messroom cleanliness

بهداشت اتاق غذاخوری

messroom menu

منوی اتاق غذاخوری

messroom service

خدمات اتاق غذاخوری

messroom rules

قوانین اتاق غذاخوری

messroom break

استراحت اتاق غذاخوری

جملات نمونه

the workers gathered in the messroom for lunch.

کارگران برای صرف ناهار در آشپزخانه جمع شدند.

she cleaned the messroom after the party.

او آشپزخانه را بعد از مهمانی تمیز کرد.

the messroom was filled with laughter and chatter.

آشپزخانه پر از خنده و صحبت بود.

he always leaves his dishes in the messroom.

او همیشه ظرف‌هایش را در آشپزخانه رها می‌کند.

they set up a new coffee machine in the messroom.

آنها یک دستگاه قهوه ساز جدید در آشپزخانه نصب کردند.

the messroom is a great place to relax.

آشپزخانه جای خوبی برای استراحت است.

we have a meeting scheduled in the messroom.

ما یک جلسه در آشپزخانه برنامه ریزی کرده ایم.

he often reads the newspaper in the messroom.

او اغلب روزنامه را در آشپزخانه می خواند.

the messroom needs a fresh coat of paint.

آشپزخانه به یک لایه رنگ تازه نیاز دارد.

she shared her travel stories in the messroom.

او داستان های سفرش را در آشپزخانه به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید