metacentre

[ایالات متحده]/ˈmɛtəˌsɛntər/
[بریتانیا]/ˈmɛtəˌsɛntər/

ترجمه

n. نقطه‌ای که نیروی شناوری بر روی یک جسم شناور عمل می‌کند؛ مرکز شناوری یک جسم شناور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

metacentre point

نقطه متاسانتر

metacentre location

موقعیت متاسانتر

metacentre analysis

تجزیه و تحلیل متاسانتر

metacentre concept

مفهوم متاسانتر

metacentre design

طراحی متاسانتر

metacentre stability

پایداری متاسانتر

metacentre calculation

محاسبه متاسانتر

metacentre theory

نظریه متاسانتر

metacentre model

مدل متاسانتر

metacentre framework

چارچوب متاسانتر

جملات نمونه

the metacentre of the ship is crucial for stability.

مرکز ثقل کشتی برای حفظ تعادل بسیار مهم است.

understanding the metacentre helps in naval architecture.

درک مرکز ثقل به مهندسی دریایی کمک می کند.

the metacentre shifts when the ship tilts.

هنگامی که کشتی به یک سمت متمایل می شود، مرکز ثقل جابجا می شود.

engineers calculate the metacentre to ensure safety.

مهندسان برای اطمینان از ایمنی، مرکز ثقل را محاسبه می کنند.

a higher metacentre generally means better stability.

مرکز ثقل بالاتر معمولاً به معنای پایداری بیشتر است.

the metacentre is a key concept in fluid mechanics.

مرکز ثقل یک مفهوم کلیدی در مکانیک سیالات است.

designers must consider the metacentre in their plans.

طراحان باید مرکز ثقل را در طرح های خود در نظر بگیرند.

the metacentre plays a significant role in ship design.

مرکز ثقل نقش مهمی در طراحی کشتی دارد.

calculating the metacentre involves complex mathematics.

محاسبه مرکز ثقل شامل ریاضیات پیچیده ای می شود.

the metacentre affects how a vessel responds to waves.

مرکز ثقل بر نحوه پاسخگویی کشتی به امواج تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید