methylation

[ایالات متحده]/ˌmeθi'leiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند متیلاسیون.

عبارات و ترکیب‌ها

DNA methylation

متیلاسیون DNA

methylation pattern

الگوی متیلاسیون

methylation status

وضعیت متیلاسیون

جملات نمونه

Both MSAP (methylation sensitive amplification polymorphism) ratio and full methylation level were the highest in bracteal leaf, and the lowest in tassel.

نسبت MSAP (پلی‌مورفیسم افزایش حساسیت متیلاسیون) و سطح متیلاسیون کامل در برگچه در بالاترین حد بود و در سنبلک در پایین‌ترین حد قرار داشت.

It is ascertained that the PABA may be N-dimethylated using dimethyl sulfate as a methylation agent.

مشخص شده است که PABA را می توان با استفاده از دی متیل سولفات به عنوان یک عامل متیلاسیون N-دی متیله کرد.

In the fields of epigenetics and epigenomics, DNA methylation has been drawn a special attention because of its close correlation to human development and carcinogenesis.

در زمینه­های اپی­ژنتیک و اپی­ژنومیک، متیلاسیون DNA توجه ویژه‌ای را به دلیل ارتباط نزدیک آن با رشد و سرطان­های انسانی به خود جلب کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید