metrestick

[ایالات متحده]/ˈmiːtəstɪk/
[بریتانیا]/ˈmiːtərstɪk/

ترجمه

n. یک میلهٔ اندازه‌گیری یک متر طول دارد
شکل‌های واژه

جملات نمونه

he used a metre stick to measure the width of the table.

او از یک متر چوبی برای اندازه گیری عرض میز استفاده کرد.

the teacher placed a metre stick along the whiteboard's edge.

معلم یک متر چوبی را در کنار لبه تخته سیاه کشید.

please align the metre stick with the wood before marking it.

لطفاً قبل از علامت گذاری متر چوبی را با چوب هم‌راستا کنید.

students learned how to read the markings on a metre stick.

دانش‌آموزان یاد گرفتند که چگونه نشان‌های روی یک متر چوبی را بخوانند.

the carpenter reached for his trusty wooden metre stick.

چوب‌کار به سراغ متر چوبی مورد اعتمادش رفت.

you can use a metre stick to draw a perfectly straight line.

شما می‌توانید از یک متر چوبی برای رسم یک خط کاملاً راست استفاده کنید.

the metal metre stick is more durable than the plastic one.

متر فلزی مقاوم‌تر از متر پلاستیکی است.

she compared the accuracy of the tape measure and the metre stick.

او دقت چک‌متر و متر چوبی را با هم مقایسه کرد.

the metre stick fell off the desk and clattered onto the floor.

متر چوبی از روی میز افتاد و روی زمین پاشید.

verify the height of the plant using a metre stick.

ارتفاع گیاه را با استفاده از یک متر چوبی بررسی کنید.

the science lab is equipped with a metre stick for every student.

آزمایشگاه علوم با یک متر چوبی برای هر دانش‌آموز تجهیز شده است.

do not bend the metre stick or it will break.

متر چوبی را خم نکنید، در غیر این صورت شکسته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید