mickey

[ایالات متحده]/'mɪkɪ/
[بریتانیا]/'mɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشیدنی حاوی آرام‌بخش؛ تکبر یا خودپسندی؛ مسخره کردن یا تمسخر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Mickey Mouse

میکی موس

Mickey ears

گوش‌های میکی

Mickey merchandise

کالاها و محصولات میکی

Mickey theme park

پارک موضوعی میکی

جملات نمونه

Mickey scored the possible.

میکی امتیاز احتمالی را کسب کرد.

the school's Mickey Mouse requirements for graduation.

الزامات Mickey Mouse مدرسه برای فارغ التحصیلی.

Are you taking the mickey?

آیا شما در حال مسخره کردن هستید؟

people think you're a Mickey Mouse outfit if you work from home.

اگر از خانه کار کنید مردم فکر می‌کنند شما یک تیم Mickey Mouse هستید.

he used to take the mickey out of me something awful.

او اغلب من را مسخره می‌کرد.

His Mickey Mouse assignments soon bored the students.

وظایف کارتونی او به زودی دانش آموزان را خسته کرد.

They used to take the mickey out of Ade because of the way he spoke.

آنها به دلیل نحوه صحبت کردن او، اد را مسخره می‌کردند.

He’s got money to burn. He’s just spent £4 000 on a picture of Mickey Mouse.

او پول خرج کردن دارد. او به تازگی 4000 پوند برای یک عکس از میکی موس خرج کرده است.

Pluto's Bubble Bath - This episode features Mickey Mouse, Minny Mouse and Pluto.

حمام حبابی پلوتو - این قسمت شامل میکی ماوس، مینی ماوس و پلوتو است.

People are always trying to take the mickey out of him because of his funny accent.

مردم همیشه سعی می‌کنند به دلیل لهجه خنده‌اش او را مسخره کنند.

Mickey Mangun and another Pentecostal friend, Janice Sjostrand, sang at the dedicatory church service at my first inauguration and brought the house down.

میکی منگون و یک دوست پنتیکاستال دیگر، جنیث سجواسترند، در مراسم افتتاحیه کلیسای من آواز خواندند و همه را به وجد آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید