microbes

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊbz/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میکروارگانیسم‌ها، به‌ویژه باکتری‌ها؛ گروه جمعی میکروارگانیسم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

friendly microbes

میکروب‌های دوستانه

beneficial microbes

میکروب‌های مفید

harmful microbes

میکروب‌های مضر

soil microbes

میکروب‌های خاک

gut microbes

میکروب‌های روده

pathogenic microbes

میکروب‌های بیماری‌زا

aquatic microbes

میکروب‌های آبزی

microbes diversity

تنوع میکروب‌ها

microbes culture

کشت میکروب‌ها

microbes research

تحقیقات میکروبی

جملات نمونه

microbes play a crucial role in nutrient cycling.

میکروب‌ها نقش مهمی در چرخه‌بندی مواد مغذی ایفا می‌کنند.

some microbes can cause diseases in humans.

برخی از میکرب‌ها می‌توانند باعث ایجاد بیماری در انسان شوند.

soil microbes help decompose organic matter.

میکروب‌های خاک به تجزیه مواد آلی کمک می‌کنند.

microbes are essential for fermentation processes.

میکروب‌ها برای فرآیندهای تخمیر ضروری هستند.

researchers study microbes to understand their functions.

محققان میکرب‌ها را برای درک عملکردهای آن‌ها مطالعه می‌کنند.

some microbes can survive in extreme environments.

برخی از میکرب‌ها می‌توانند در محیط‌های شدید زنده بمانند.

microbes in the gut influence human health.

میکرب‌های روده بر سلامت انسان تأثیر می‌گذارند.

microbes can be used in bioremediation efforts.

می‌توان از میکرب‌ها در تلاش‌های بیورemediation استفاده کرد.

studying microbes helps in developing new antibiotics.

مطالعه میکرب‌ها به توسعه آنتی‌بیوتیک‌های جدید کمک می‌کند.

microbes are found in every habitat on earth.

میکروب‌ها در هر زیستگاه روی زمین یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید