microcyte

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊsaɪt/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊsaɪt/

ترجمه

n. گلبول قرمز کوچک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microcyte count

شمارش میکرو سیت

microcyte production

تولید میکرو سیت

microcyte analysis

تجزیه و تحلیل میکرو سیت

microcyte prevalence

شیوع میکرو سیت

microcyte morphology

مورفولوژی میکرو سیت

microcyte size

اندازه میکرو سیت

microcyte index

شاخص میکرو سیت

microcyte identification

شناسایی میکرو سیت

microcyte variation

تغییرات میکرو سیت

microcyte role

نقش میکرو سیت

جملات نمونه

microcytes are often a sign of underlying health issues.

میکروسیت‌ها اغلب نشانه‌ای از مشکلات سلامت زمینه‌ای هستند.

the presence of microcytes can indicate iron deficiency anemia.

وجود میکروسیت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده کم‌خونی ناشی از کمبود آهن باشد.

doctors often examine blood samples for microcytes.

پزشکان اغلب نمونه‌های خون را برای بررسی میکروسیت‌ها بررسی می‌کنند.

microcyte counts are important for diagnosing certain diseases.

شمارش میکروسیت‌ها برای تشخیص برخی بیماری‌ها مهم است.

patients with microcytes may require further testing.

بیماران مبتلا به میکروسیت ممکن است به آزمایشات بیشتر نیاز داشته باشند.

microcytes can affect the oxygen-carrying capacity of the blood.

میکروسیت‌ها می‌توانند بر توانایی خون در حمل اکسیژن تأثیر بگذارند.

increased microcyte levels can lead to fatigue and weakness.

افزایش سطح میکروسیت‌ها می‌تواند منجر به خستگی و ضعف شود.

healthcare professionals monitor microcyte levels in patients.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی سطح میکروسیت را در بیماران کنترل می‌کنند.

understanding microcyte formation is essential for hematology.

درک تشکیل میکروسیت‌ها برای هماتولوژی ضروری است.

microcyte morphology can provide clues to a patient's condition.

مورفولوژی میکروسیت‌ها می‌تواند سرنخ‌هایی در مورد وضعیت بیمار ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید