microsome

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊsəʊm/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊsoʊm/

ترجمه

n. ذره کوچک یا وزیکولی که از سلول‌ها ناشی می‌شود و در فرآیندهای سلولی مختلف درگیر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

liver microsome

میکروزوم کبدی

microsome fraction

کسر میکروزومی

microsome preparation

تهیه میکروزوم

intestinal microsome

میکروزوم روده

microsome assay

آزمایش میکروزوم

brain microsome

میکروزوم مغزی

microsome analysis

تجزیه و تحلیل میکروزوم

microsome enzyme

آنزیم میکروزومی

microsome activity

فعالیت میکروزوم

microsome study

مطالعه میکروزوم

جملات نمونه

microsomes are essential for studying drug metabolism.

میکروسوم‌ها برای مطالعه متابولیسم داروها ضروری هستند.

researchers isolated the microsome fraction from the liver.

محققان بخش میکروسومی را از کبد جدا کردند.

microsomes can be used to investigate enzyme activity.

می‌توان از میکروسوم‌ها برای بررسی فعالیت آنزیمی استفاده کرد.

the presence of microsomes affects the absorption of drugs.

وجود میکروسوم‌ها بر جذب داروها تأثیر می‌گذارد.

scientists are studying the role of microsomes in detoxification.

دانشمندان نقش میکروسوم‌ها در سم زدایی را مطالعه می‌کنند.

microsomes can be generated from various tissues.

می‌توان میکروسوم‌ها را از بافت‌های مختلف تولید کرد.

in vitro studies often utilize liver microsomes.

مطالعات آزمایشگاهی اغلب از میکروسوم‌های کبد استفاده می‌کنند.

microsome preparations are crucial for pharmacokinetic studies.

تهیه‌سازی میکروسوم‌ها برای مطالعات فارماکوکینتیک بسیار مهم است.

the function of microsomes varies between species.

عملکرد میکروسوم‌ها بین گونه‌ها متفاوت است.

microsomes play a key role in the metabolism of xenobiotics.

میکروسوم‌ها نقش کلیدی در متابولیسم عوامل بیگانه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید