microtuss

[ایالات متحده]/ˌmaɪkrəʊˈtʌs/
[بریتانیا]/ˌmaɪkroʊˈtʌs/

ترجمه

n. (پزشکی) فردی با گوش‌های بسیار کوچک؛ فردی با میکروتیا.

جملات نمونه

the patient reported occasional microtuss episodes during the night.

بیمار گزارش داد که در طول شب به طور نادر واقعه‌های میکروتیوس رخ می‌دهد.

microtuss frequency decreased significantly after starting the treatment.

فراوانی میکروتیوس پس از شروع درمان به طور قابل توجهی کاهش یافت.

doctors noted a persistent microtuss pattern in the morning.

پزشکان الگویی از میکروتیوس پایدار را صبح‌ها مشاهده کردند.

the medication helped reduce mild microtuss symptoms.

دارو به کاهش علائم خفیف میکروتیوس کمک کرد.

microtuss incidents became less frequent over time.

واقعه‌های میکروتیوس با گذشت زمان کمتر شدند.

some patients experience microtuss as a side effect of the medication.

برخی از بیماران میکروتیوس را به عنوان عارضه جانبی دارو تجربه می‌کنند.

the study monitored microtuss patterns in the participants.

این مطالعه الگوهای میکروتیوس در شرکت‌کنندگان را پیگیری کرد.

environmental factors can trigger microtuss in sensitive individuals.

عوامل محیطی می‌توانند در افراد حساس میکروتیوس را ایجاد کنند.

chronic microtuss may indicate underlying respiratory issues.

میکروتیوس مزمن ممکن است نشان‌دهنده مشکلات تنفسی اساسی باشد.

the new inhaler was effective in controlling microtuss episodes.

نوع جدید این‌هالر در کنترل واقعه‌های میکروتیوس مؤثر بود.

microtuss can be triggered by allergens in the air.

میکروتیوس می‌تواند توسط آلرژن‌های موجود در هوا ایجاد شود.

recording microtuss frequency helps doctors diagnose respiratory conditions.

ثبت فراوانی میکروتیوس به پزشکان کمک می‌کند تا شرایط تنفسی را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید