microvax

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊvæks/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊvæks/

ترجمه

n. یک سیستم کامپیوتری فشرده؛ یک میکروکامپیوتر طراحی شده برای وظایف محاسباتی کوچک.
شکل‌های واژه
جمعmicrovaxs

عبارات و ترکیب‌ها

microvax system

سیستم مایکرووکس

microvax computers

کامپیوترهای مایکرووکس

our microvax

مایکرووکس ما

new microvax

مایکرووکس جدید

microvax server

سرور مایکرووکس

running microvax

اجرای مایکرووکس

microvax hardware

برنامه‌ریزی مایکرووکس

microvax environment

محیط مایکرووکس

microvax platform

پلتفرم مایکرووکس

the microvax

مایکرووکس

جملات نمونه

the microvax ii was a very popular minicomputer in the 1980s.

مایکرووکس ii یک کامپیوتر کوچک بسیار محبوب در دهه 1980 بود.

we need to boot the microvax server immediately.

ما باید سرور مایکرووکس را فورا راه‌اندازی کنیم.

the engineering team maintains a legacy microvax system.

تیم مهندسی یک سیستم مایکرووکس قدیمی را حفظ می‌کند.

you can connect to the microvax via a serial console.

شما می‌توانید از طریق کنسول سریال به مایکرووکس متصل شوید.

he decided to install openvms on the microvax 3100.

او تصمیم گرفت تا openvms را روی مایکرووکس 3100 نصب کند.

please run the diagnostics on the microvax unit.

لطفاً تشخیص‌های مایکرووکس را اجرا کنید.

the data was originally stored on a microvax hard drive.

داده‌ها اولیه روی یک دیسک سخت مایکرووکس ذخیره شدند.

is the microvax 4000 compatible with modern networks?

آیا مایکرووکس 4000 با شبکه‌های مدرن سازگار است؟

the lab is looking for replacement parts for the microvax.

آزمایشگاه در حال جستجوی قطعات جایگزین برای مایکرووکس است.

she learned how to program on a microvax computer.

او یاد گرفت چگونه روی یک کامپیوتر مایکرووکس برنامه‌نویسی کند.

configure the ip address on the microvax interface.

آدرس ip را روی واسط مایکرووکس تنظیم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید