middlemen

[ایالات متحده]/ˈmɪdəlmɛn/
[بریتانیا]/ˈmɪdlˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واسطه‌ها در تجارت یا مذاکرات

عبارات و ترکیب‌ها

middlemen profits

سود واسطه‌داران

eliminate middlemen

حذف واسطه‌داران

middlemen fees

کارمزد واسطه‌داران

middlemen roles

نقش واسطه‌داران

trust middlemen

اعتماد به واسطه‌داران

middlemen market

بازار واسطه‌داران

middlemen network

شبکه واسطه‌داران

middlemen agreements

توافقات واسطه‌داران

middlemen services

خدمات واسطه‌داران

middlemen competition

رقابت واسطه‌داران

جملات نمونه

middlemen often increase the cost of goods.

واسطه‌گران اغلب هزینه کالاها را افزایش می‌دهند.

eliminating middlemen can lower prices for consumers.

حذف واسطه‌گران می‌تواند قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان کاهش دهد.

many companies are trying to bypass middlemen.

شرکت‌های زیادی در تلاشند تا واسطه‌گران را دور بزنند.

middlemen play a crucial role in supply chains.

واسطه‌گران نقش مهمی در زنجیره‌های تأمین ایفا می‌کنند.

some industries rely heavily on middlemen for distribution.

برخی از صنایع به شدت به واسطه‌گران برای توزیع متکی هستند.

negotiating with middlemen can be challenging.

مذاکره با واسطه‌گران می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

middlemen can sometimes provide valuable market insights.

واسطه‌گران گاهی اوقات می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد بازار ارائه دهند.

reducing the number of middlemen can streamline operations.

کاهش تعداد واسطه‌گران می‌تواند عملیات را ساده کند.

some businesses choose to work directly with producers instead of middlemen.

برخی از کسب و کارها ترجیح می‌دهند به جای واسطه‌گران، مستقیماً با تولیدکنندگان کار کنند.

middlemen often take a percentage of the profits.

واسطه‌گران اغلب درصدی از سود را به خود می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید