midgrass

[ایالات متحده]/ˈmɪdɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈmɪdˌɡræs/

ترجمه

n. علفی که ارتفاع آن بین علف کوتاه و علف بلند متوسط است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

midgrass meadow

چمنزار علف میانی

midgrass ecosystem

زیستگاه علف میانی

midgrass species

گونه‌های علف میانی

midgrass habitat

زیستگاه علف میانی

midgrass community

جامعه علف میانی

midgrass zone

منطقه علف میانی

midgrass area

منطقه علف میانی

midgrass cover

پوشش علف میانی

midgrass plants

گیاهان علف میانی

midgrass growth

رشد علف میانی

جملات نمونه

midgrass is often found in temperate regions.

چمن‌های میانی اغلب در مناطق معتدل یافت می‌شوند.

farmers prefer midgrass for its resilience.

کشاورزان چمن‌های میانی را به دلیل مقاومت آن ترجیح می‌دهند.

midgrass species contribute to soil health.

گونه‌های چمن‌های میانی به سلامت خاک کمک می‌کنند.

many animals graze on midgrass pastures.

بسیاری از حیوانات در مراتع چمن‌های میانی چرا می‌کنند.

midgrass can thrive in various soil types.

چمن‌های میانی می‌توانند در انواع مختلف خاک رشد کنند.

planting midgrass improves biodiversity.

کاشت چمن‌های میانی باعث بهبود تنوع زیستی می‌شود.

midgrass is a key component of grassland ecosystems.

چمن‌های میانی یک جزء کلیدی از اکوسیستم‌های مرغزار هستند.

farmers often rotate crops with midgrass.

کشاورزان اغلب محصولات را با چمن‌های میانی تناوب می‌کنند.

midgrass helps prevent soil erosion.

چمن‌های میانی به جلوگیری از فرسایش خاک کمک می‌کنند.

research shows midgrass can sequester carbon.

تحقیقات نشان می‌دهد که چمن‌های میانی می‌توانند کربن را جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید