a midweek appointment; midweek travel.
یک قرار ملاقات در اواسط هفته؛ سفر در اواسط هفته.
It was a record attendance for a midweek game.
این یک رکورد حضور برای یک بازی میانه هفته بود.
Clarkson suffered his injury playing in the reserves in midweek .
کلارکسون در طول بازی برای تیم ذخیره در میانه هفته دچار آسیبدیدگی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید