millivolt

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪˌvoʊlt/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪˌvoʊlt/

ترجمه

n. واحدی از پتانسیل الکتریکی برابر با یک هزارم ولت؛ در الکترونیک برای اندازه‌گیری ولتاژهای کوچک استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

millivolt measurement

اندازه گیری میلی ولت

millivolt scale

مقیاس میلی ولت

millivolt output

خروجی میلی ولت

millivolt range

محدوده میلی ولت

millivolt signal

سیگنال میلی ولت

millivolt level

سطح میلی ولت

millivolt input

ورودی میلی ولت

millivolt reference

استاندارد میلی ولت

millivolt drop

افت میلی ولت

millivolt calibration

کالیبراسیون میلی ولت

جملات نمونه

the sensor measures voltage in millivolts.

سنسور ولتاژ را بر حسب میلی‌ولت اندازه‌گیری می‌کند.

this device operates at a low millivolt range.

این دستگاه در یک محدوده ولتاژ پایین میلی‌ولت کار می‌کند.

we need to calibrate the millivolt readings.

ما باید خواندن‌های میلی‌ولت را کالیبره کنیم.

the output signal is expressed in millivolts.

سیگنال خروجی بر حسب میلی‌ولت بیان می‌شود.

millivolt levels can indicate temperature changes.

سطوح میلی‌ولت می‌توانند نشان‌دهنده تغییرات دما باشند.

check the millivolt output of the battery.

خروجی میلی‌ولت باتری را بررسی کنید.

he measured the resistance in millivolts.

او مقاومت را بر حسب میلی‌ولت اندازه‌گیری کرد.

the circuit operates with a millivolt input.

مدار با ورودی میلی‌ولت کار می‌کند.

understanding millivolt signals is crucial for diagnostics.

درک سیگنال‌های میلی‌ولت برای تشخیص بسیار مهم است.

adjust the settings to optimize millivolt performance.

تنظیمات را برای بهینه‌سازی عملکرد میلی‌ولت تنظیم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید