| جمع | millowners |
wealthy millowner
مالدار صنعتگر میل
local millowner
صنعتگر میل محلی
the millowner's house
خانه صنعتگر میل
textile millowner
صنعتگر میل پارچه
ruthless millowner
صنعتگر میل بیرحم
millowner and workers
صنعتگر میل و کارگران
prominent millowner
صنعتگر میل برجسته
saw millowner
صنعتگر میل چکش
greedy millowner
صنعتگر میل کنجکاو
the millowner refused
صنعتگر میل پذیرفته نکرد
the wealthy millowner donated generously to the local hospital.
مالک کارخانهای ثروتمند به بیمارستان محلی به طور گسترده کمک کرد.
the millowner's family has lived in this town for generations.
خانواده مالک کارخانه در این شهر به مدت چند نسل زندگی میکرد.
the millowner faced criticism from labor unions last year.
مالک کارخانه سال گذشته از اتحادهای کارگری انتقاد پذیرفته بود.
many millowners resisted the new factory regulations.
بسیاری از مالکان کارخانهها علیه قوانین جدید کارخانه مقاومت کردند.
the millowner's daughter studied engineering abroad.
دختر مالک کارخانه مهندسی را در خارج از کشور مطالعه کرد.
the local millowner employed over three hundred workers.
مالک کارخانه محلی بیش از سه صد کارگر استخدام کرد.
industrial millowners met to discuss market conditions.
مالکان کارخانههای صنعتی برای بحث در مورد شرایط بازار با هم جمع شدند.
the wealthy millowner built a magnificent mansion on the hill.
مالک کارخانهای ثروتمند یک خانه شاهکاری را روی کوه ساخت.
millowner interests often conflicted with workers' demands.
اینترس مالک کارخانهها اغلب با خواستههای کارگران در تضاد بود.
the millowner's son took over the family business.
پسر مالک کارخانه کسب و کار خانواده را به دوش گرفت.
the prosperous millowner expanded operations to neighboring regions.
مالک کارخانهای پرور اقدام به گسترش فعالیتها به مناطق مجاور کرد.
millowner wealth grew dramatically during the industrial boom.
ثروت مالک کارخانه در دوره رونق صنعتی به طور چشمگیری افزایش یافت.
the millowner class held significant political influence.
کلاس مالکان کارخانه دارای تأثیر سیاسی قابل توجهی بود.
wealthy millowner
مالدار صنعتگر میل
local millowner
صنعتگر میل محلی
the millowner's house
خانه صنعتگر میل
textile millowner
صنعتگر میل پارچه
ruthless millowner
صنعتگر میل بیرحم
millowner and workers
صنعتگر میل و کارگران
prominent millowner
صنعتگر میل برجسته
saw millowner
صنعتگر میل چکش
greedy millowner
صنعتگر میل کنجکاو
the millowner refused
صنعتگر میل پذیرفته نکرد
the wealthy millowner donated generously to the local hospital.
مالک کارخانهای ثروتمند به بیمارستان محلی به طور گسترده کمک کرد.
the millowner's family has lived in this town for generations.
خانواده مالک کارخانه در این شهر به مدت چند نسل زندگی میکرد.
the millowner faced criticism from labor unions last year.
مالک کارخانه سال گذشته از اتحادهای کارگری انتقاد پذیرفته بود.
many millowners resisted the new factory regulations.
بسیاری از مالکان کارخانهها علیه قوانین جدید کارخانه مقاومت کردند.
the millowner's daughter studied engineering abroad.
دختر مالک کارخانه مهندسی را در خارج از کشور مطالعه کرد.
the local millowner employed over three hundred workers.
مالک کارخانه محلی بیش از سه صد کارگر استخدام کرد.
industrial millowners met to discuss market conditions.
مالکان کارخانههای صنعتی برای بحث در مورد شرایط بازار با هم جمع شدند.
the wealthy millowner built a magnificent mansion on the hill.
مالک کارخانهای ثروتمند یک خانه شاهکاری را روی کوه ساخت.
millowner interests often conflicted with workers' demands.
اینترس مالک کارخانهها اغلب با خواستههای کارگران در تضاد بود.
the millowner's son took over the family business.
پسر مالک کارخانه کسب و کار خانواده را به دوش گرفت.
the prosperous millowner expanded operations to neighboring regions.
مالک کارخانهای پرور اقدام به گسترش فعالیتها به مناطق مجاور کرد.
millowner wealth grew dramatically during the industrial boom.
ثروت مالک کارخانه در دوره رونق صنعتی به طور چشمگیری افزایش یافت.
the millowner class held significant political influence.
کلاس مالکان کارخانه دارای تأثیر سیاسی قابل توجهی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید