millrun

[ایالات متحده]/ˈmɪlˌrʌn/
[بریتانیا]/ˈmɪlˌrʌn/

ترجمه

n. فرآیند میل کردن؛ محصول غیرمرتب‌شده
adj. نامشخص؛ معمولی
شکل‌های واژه
جمعmillruns

عبارات و ترکیب‌ها

millrun test

ترجمه فارسی

millrun product

ترجمه فارسی

millrun paper

ترجمه فارسی

millrun quality

ترجمه فارسی

millrun lumber

ترجمه فارسی

millrun stock

ترجمه فارسی

millrun state

ترجمه فارسی

average millrun

ترجمه فارسی

millrun goods

ترجمه فارسی

millrun output

ترجمه فارسی

جملات نمونه

the millrun stream flows behind the old factory.

رودخانه میل ران پشت کارخانه قدیمی جریان دارد.

workers monitor the millrun process carefully.

کارگران به دقت فرآیند میل ران را نظارت می کنند.

the millrun produces various wood products.

میل ران محصولات چوبی مختلفی تولید می کند.

we inspected the millrun timber yesterday.

ما روز گذشته چوب میل ران را بازدید کردیم.

the millrun water powers the machinery.

آب میل ران ماشین آلات را تغذیه می کند.

during the millrun, noise levels increase.

در طول میل ران سطح صدای افزایش می یابد.

the millrun operates from dawn to dusk.

میل ران از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب کار می کند.

they transport millrun lumber by truck.

آنها چوب میل ران را با کامیون حمل می کنند.

the millrun site covers several acres.

مکان میل ران چند فدان را پوشش می دهد.

quality control happens throughout the millrun.

کنترل کیفیت در تمام میل ران انجام می شود.

the millrun provides employment for the town.

میل ران به شهر کار ارائه می دهد.

recent technology improved the millrun efficiency.

فناوری های اخیر کارایی میل ران را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید