millworker

[ایالات متحده]/ˈmɪlˌwɜː.kər/
[بریتانیا]/ˈmɪlˌwɜr.kɚ/

ترجمه

n. کارگری در یک آسیاب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

millworker union

اتحادیه کارگران کارخانه

millworker rights

حقوق کارگران کارخانه

millworker wages

دستمزد کارگران کارخانه

millworker safety

ایمنی کارگران کارخانه

millworker benefits

مزایای کارگران کارخانه

millworker training

آموزش کارگران کارخانه

millworker community

جامعه کارگران کارخانه

millworker job

شغل کارگران کارخانه

millworker issues

مشکلات کارگران کارخانه

millworker skills

مهارت‌های کارگران کارخانه

جملات نمونه

the millworker skillfully operated the machinery.

کارگر کارخانه به طرز ماهرانه ای دستگاه ها را اداره می کرد.

many millworkers are part of labor unions.

بسیاری از کارگران کارخانه بخشی از اتحادیه های کارگری هستند.

the millworker's job requires precision and attention to detail.

شغل کارگر کارخانه دقت و توجه به جزئیات را می طلبد.

after years of experience, the millworker became a supervisor.

پس از سال ها تجربه، کارگر کارخانه به یک سرپرست تبدیل شد.

the millworker wore protective gear for safety.

کارگر کارخانه برای ایمنی از تجهیزات محافظ استفاده کرد.

training programs for millworkers are essential for skill development.

برنامه های آموزشی برای کارگران کارخانه برای توسعه مهارت ها ضروری است.

the millworker's union negotiated better wages.

اتحادیه کارگران کارخانه حقوق و دستمزد بهتری را مذاکره کرد.

many millworkers face challenges in the modern industry.

بسیاری از کارگران کارخانه با چالش ها در صنعت مدرن روبرو هستند.

the millworker took pride in their craftsmanship.

کارگر کارخانه به مهارت خود افتخار می کرد.

millworkers often work long hours to meet production demands.

کارگران کارخانه اغلب ساعت های طولانی برای پاسخگویی به تقاضای تولید کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید