minicomputer

[ایالات متحده]/'mɪnɪkəm,pjuːtə/
[بریتانیا]/'mɪnɪkəmpjutɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کامپیوتر کوچک‌سایز; کامپیوتر کوچک.
Word Forms

جملات نمونه

The minicomputer revolutionized the way data was processed.

مینی‌کامپیوتر روش پردازش داده‌ها را متحول کرد.

Many businesses use minicomputers for their daily operations.

بسیاری از کسب و کارها از مینی‌کامپیوترها برای عملیات روزانه خود استفاده می‌کنند.

The minicomputer market has been steadily growing over the past few years.

بازار مینی‌کامپیوترها در سال‌های اخیر به طور پیوسته در حال رشد بوده است.

Developers are constantly improving the performance of minicomputers.

توسعه‌دهندگان به طور مداوم عملکرد مینی‌کامپیوترها را بهبود می‌بخشند.

Students are learning how to program minicomputers in their computer science classes.

دانشجویان در حال یادگیری برنامه‌نویسی مینی‌کامپیوترها در کلاس‌های علوم کامپیوتر خود هستند.

The minicomputer industry is a competitive field with many players.

صنعت مینی‌کامپیوتر یک حوزه رقابتی با حضور بسیاری از فعالان است.

Minicomputers are known for their compact size and efficiency.

مینی‌کامپیوترها به دلیل اندازه کوچک و کارایی خود شناخته می‌شوند.

Engineers are designing new minicomputers with advanced features.

مهندسان در حال طراحی مینی‌کامپیوترهای جدید با ویژگی‌های پیشرفته هستند.

Some companies are investing heavily in minicomputer research and development.

برخی از شرکت‌ها به شدت در تحقیق و توسعه مینی‌کامپیوتر سرمایه‌گذاری می‌کنند.

The use of minicomputers has become widespread in various industries.

استفاده از مینی‌کامپیوترها در صنایع مختلف گسترش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید