minidisk

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪdɪsk/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪdɪsk/

ترجمه

n. دیسک کوچک مورد استفاده برای ذخیره داده‌ها
Word Forms
جمعminidisks

عبارات و ترکیب‌ها

minidisk player

پخش‌کننده مینی‌دیسک

minidisk format

فرمت مینی‌دیسک

minidisk storage

ذخیره‌سازی مینی‌دیسک

minidisk drive

درایو مینی‌دیسک

minidisk recording

ضبط مینی‌دیسک

minidisk audio

صوت مینی‌دیسک

minidisk backup

پشتیبان‌گیری مینی‌دیسک

minidisk technology

فناوری مینی‌دیسک

minidisk device

دستگاه مینی‌دیسک

minidisk usage

استفاده از مینی‌دیسک

جملات نمونه

i saved my favorite songs on a minidisk.

من آهنگ‌های مورد علاقه خود را روی یک مینی‌دیسک ذخیره کردم.

the minidisk player is portable and convenient.

پخش‌کننده مینی‌دیسک قابل حمل و راحت است.

he used a minidisk to record his lectures.

او از مینی‌دیسک برای ضبط سخنرانی‌هایش استفاده کرد.

minidisks were popular in the early 2000s.

مینی‌دیسک‌ها در اوایل دهه 2000 محبوب بودند.

she transferred the files from her computer to a minidisk.

او فایل‌ها را از کامپیوتر خود به یک مینی‌دیسک منتقل کرد.

minidisks offer better sound quality than cds.

مینی‌دیسک‌ها کیفیت صدای بهتری نسبت به CDها ارائه می‌دهند.

he prefers using a minidisk for his music collection.

او ترجیح می‌دهد از مینی‌دیسک برای مجموعه موسیقی خود استفاده کند.

they are phasing out minidisks in favor of digital formats.

آنها در حال کنار گذاشتن مینی‌دیسک‌ها به نفع فرمت‌های دیجیتال هستند.

minidisks can hold a significant amount of data.

مینی‌دیسک‌ها می‌توانند مقدار قابل توجهی از داده‌ها را ذخیره کنند.

she found an old minidisk with recordings from her childhood.

او یک مینی‌دیسک قدیمی با ضبط‌هایی از دوران کودکی‌اش پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید