minings

[ایالات متحده]/'maɪnɪŋz/
[بریتانیا]/'maɪnɪŋz/

ترجمه

n. فرآیند استخراج مواد معدنی از زمین
adj. مربوط به فرآیند معدن‌کاری
v. شکل حال استمراری "mine"

عبارات و ترکیب‌ها

data minings

گودبرداری داده

gold minings

گودبرداری طلا

minings sector

بخش معدن

minings rights

حقوق معدنی

minings operations

عملیات معدنی

minings industry

صنعت معدن

minings regulations

مقررات معدنی

minings exploration

اکتشاف معدن

minings investment

سرمایه گذاری معدنی

minings technology

فناوری معدن

جملات نمونه

minings in this region have increased significantly over the past year.

در این منطقه، فعالیت‌های معدنی به طور قابل توجهی در سال گذشته افزایش یافته است.

many local communities depend on minings for their livelihoods.

بسیاری از جوامع محلی برای کسب درآمد خود به فعالیت‌های معدنی متکی هستند.

environmental regulations are crucial for sustainable minings.

مقررات زیست محیطی برای فعالیت‌های معدنی پایدار بسیار مهم هستند.

technology has improved the efficiency of minings.

فناوری باعث بهبود کارایی فعالیت‌های معدنی شده است.

minings can lead to economic growth in developing countries.

فعالیت‌های معدنی می‌توانند منجر به رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه شوند.

safety measures in minings are essential to protect workers.

اقدامات ایمنی در فعالیت‌های معدنی برای محافظت از کارگران ضروری هستند.

minings often have a significant impact on local ecosystems.

فعالیت‌های معدنی اغلب تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم‌های محلی دارند.

investment in minings can attract foreign capital.

سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های معدنی می‌تواند سرمایه خارجی را جذب کند.

minings require careful planning and management.

فعالیت‌های معدنی نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق دارند.

minings are subject to fluctuations in global market prices.

فعالیت‌های معدنی تابع نوسانات قیمت‌های بازار جهانی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید