miniseries

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪˌsɪəriːz/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪˌsɪriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برنامه تلویزیونی که شامل تعداد محدودی از قسمت‌ها است

عبارات و ترکیب‌ها

new miniseries

مینی‌سری جدید

popular miniseries

مینی‌سری محبوب

historical miniseries

مینی‌سری تاریخی

dramatic miniseries

مینی‌سری دراماتیک

upcoming miniseries

مینی‌سری آتی

critically acclaimed miniseries

مینی‌سری تحسین‌شده منتقدان

limited miniseries

مینی‌سری محدود

original miniseries

مینی‌سری اصلی

thrilling miniseries

مینی‌سری هیجان‌انگیز

award-winning miniseries

مینی‌سری برنده جایزه

جملات نمونه

the miniseries received critical acclaim for its storytelling.

مینی‌سریال تحسین منتقدان را برای داستان‌گویی خود به دست آورد.

she binge-watched the entire miniseries in one weekend.

او در یک آخر هفته، کل مینی‌سریال را به طور پشت سر هم تماشا کرد.

the historical miniseries was based on true events.

مینی‌سریال تاریخی بر اساس وقایع واقعی بود.

many viewers were drawn to the miniseries' unique characters.

بسیاری از بینندگان به شخصیت‌های منحصر به فرد مینی‌سریال جذب شدند.

the miniseries features an all-star cast.

مینی‌سریال دارای بازیگران درجه یک است.

he recommended the miniseries as a must-watch.

او مینی‌سریال را به عنوان یک برنامه تلویزیونی ضروری توصیه کرد.

the miniseries aired on television last summer.

مینی‌سریال تابستان گذشته از تلویزیون پخش شد.

critics praised the miniseries for its cinematography.

منتقدان مینی‌سریال را به خاطر فیلمبرداری‌اش تحسین کردند.

each episode of the miniseries lasts about an hour.

هر قسمت از مینی‌سریال حدود یک ساعت طول می‌کشد.

the miniseries explores complex themes of love and betrayal.

مینی‌سریال مضامین پیچیده‌ای از عشق و خیانت را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید