misconducts

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈkɒndʌkts/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈkɑːndʌkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست چیزی را مدیریت یا انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

allegations of misconducts

اتهامات سوء رفتار

investigation of misconducts

بررسی سوء رفتار

reports of misconducts

گزارش های سوء رفتار

patterns of misconducts

الگوهای سوء رفتار

instances of misconducts

موارد سوء رفتار

charges of misconducts

اتهامات سوء رفتار

cases of misconducts

موارد سوء رفتار

claims of misconducts

ادعاهای سوء رفتار

alleged misconducts

سوء رفتارهای ادعایی

serious misconducts

سوء رفتارهای جدی

جملات نمونه

the company fired several employees for their misconducts.

شرکت چندین کارمند را به دلیل تخلفاتشان اخراج کرد.

misconducts in the workplace can lead to serious consequences.

تخلفات در محیط کار می تواند منجر به عواقب جدی شود.

the investigation revealed multiple misconducts by the manager.

تحقیقات چندین تخلف توسط مدیر را نشان داد.

employees are trained to report any misconducts they witness.

کارمندان آموزش می بینند تا هرگونه تخلفی را که مشاهده می کنند گزارش کنند.

his repeated misconducts have damaged his reputation.

تخلفات مکررش باعث آسیب به شهرت او شده است.

the school took action against students for their misconducts.

مدرسه برای مقابله با تخلفات دانش آموزان اقدام کرد.

misconducts during the event led to its cancellation.

تخلفات در طول رویداد منجر به لغو آن شد.

they implemented strict policies to prevent misconducts.

آنها سیاست های سختگیرانه ای برای جلوگیری از تخلفات اجرا کردند.

legal action was taken due to the serious misconducts involved.

به دلیل تخلفات جدی درگیر، اقدام قانونی انجام شد.

misconducts can undermine trust within an organization.

تخلفات می تواند اعتماد را در یک سازمان تضعیف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید