conducts

[ایالات متحده]/kənˈdʌkts/
[بریتانیا]/kənˈdʌkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتارها یا آداب؛ روش‌های مدیریت یا پیاده‌سازی
v. رهبری یا هدایت کردن؛ کنترل یا هدایت کردن؛ انتقال یا هدایت کردن (الکتریسیته، حرارت و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

conducts research

انجام تحقیقات

conducts analysis

انجام تجزیه و تحلیل

conducts survey

انجام نظرسنجی

conducts meeting

برگزاری جلسه

conducts training

برگزاری آموزش

conducts interview

انجام مصاحبه

conducts experiment

انجام آزمایش

conducts evaluation

انجام ارزیابی

conducts assessment

انجام ارزیابی

conducts audit

انجام بازرسی

جملات نمونه

the researcher conducts experiments to gather data.

محقق آزمایش‌هایی را برای جمع‌آوری داده‌ها انجام می‌دهد.

the teacher conducts a survey to understand student needs.

معلم نظرسنجی انجام می‌دهد تا نیازهای دانش‌آموزان را درک کند.

she conducts herself with grace in all situations.

او در همه شرایط با وقار رفتار می‌کند.

the company conducts regular training sessions for employees.

شرکت جلسات آموزشی منظم برای کارمندان برگزار می‌کند.

the scientist conducts research on climate change.

دانشمند تحقیقاتی در مورد تغییرات آب و هوایی انجام می‌دهد.

the orchestra conducts a rehearsal before the concert.

ارکستر قبل از اجرا یک تمرین انجام می‌دهد.

the manager conducts performance reviews annually.

مدیر به طور سالانه ارزیابی عملکرد انجام می‌دهد.

the committee conducts meetings to discuss important issues.

کمیته جلساتی را برای بحث در مورد مسائل مهم برگزار می‌کند.

the charity conducts fundraising events to support its cause.

ساز خیرخواهانه رویدادهای جمع‌آوری کمک‌های مالی را برای حمایت از هدف خود برگزار می‌کند.

the coach conducts training sessions to improve team skills.

مربی جلسات آموزشی را برای بهبود مهارت‌های تیم برگزار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید