misjudges character
قضاوت نادرست درباره شخصیت
misjudges intentions
قضاوت نادرست درباره قصد و نیت
misjudges abilities
قضاوت نادرست درباره توانایی ها
misjudges situation
قضاوت نادرست درباره وضعیت
misjudges talent
قضاوت نادرست درباره استعداد
misjudges value
قضاوت نادرست درباره ارزش
misjudges risks
قضاوت نادرست درباره خطرات
misjudges facts
قضاوت نادرست درباره حقایق
misjudges effort
قضاوت نادرست درباره تلاش
misjudges performance
قضاوت نادرست درباره عملکرد
he often misjudges people's intentions.
او اغلب قصد و نیات مردم را نادرست ارزیابی میکند.
she misjudges the difficulty of the task.
او سختی وظیفه را نادرست ارزیابی میکند.
it is easy to misjudge a situation based on first impressions.
بر اساس اولین برداشتها، ارزیابی نادرست یک وضعیت آسان است.
he misjudges the impact of his words on others.
او تأثیر کلمات خود را بر دیگران نادرست ارزیابی میکند.
many people misjudge the importance of education.
بسیاری از مردم اهمیت آموزش را نادرست ارزیابی میکنند.
she misjudges her own abilities.
او تواناییهای خود را نادرست ارزیابی میکند.
it's common to misjudge the weather in spring.
نادرست ارزیابی آب و هوا در بهار رایج است.
he misjudges the level of commitment needed.
او سطح تعهد مورد نیاز را نادرست ارزیابی میکند.
they misjudge the risks involved in the project.
آنها خطرات مرتبط با پروژه را نادرست ارزیابی میکنند.
sometimes, people misjudge their relationships.
گاهی اوقات، مردم روابط خود را نادرست ارزیابی میکنند.
misjudges character
قضاوت نادرست درباره شخصیت
misjudges intentions
قضاوت نادرست درباره قصد و نیت
misjudges abilities
قضاوت نادرست درباره توانایی ها
misjudges situation
قضاوت نادرست درباره وضعیت
misjudges talent
قضاوت نادرست درباره استعداد
misjudges value
قضاوت نادرست درباره ارزش
misjudges risks
قضاوت نادرست درباره خطرات
misjudges facts
قضاوت نادرست درباره حقایق
misjudges effort
قضاوت نادرست درباره تلاش
misjudges performance
قضاوت نادرست درباره عملکرد
he often misjudges people's intentions.
او اغلب قصد و نیات مردم را نادرست ارزیابی میکند.
she misjudges the difficulty of the task.
او سختی وظیفه را نادرست ارزیابی میکند.
it is easy to misjudge a situation based on first impressions.
بر اساس اولین برداشتها، ارزیابی نادرست یک وضعیت آسان است.
he misjudges the impact of his words on others.
او تأثیر کلمات خود را بر دیگران نادرست ارزیابی میکند.
many people misjudge the importance of education.
بسیاری از مردم اهمیت آموزش را نادرست ارزیابی میکنند.
she misjudges her own abilities.
او تواناییهای خود را نادرست ارزیابی میکند.
it's common to misjudge the weather in spring.
نادرست ارزیابی آب و هوا در بهار رایج است.
he misjudges the level of commitment needed.
او سطح تعهد مورد نیاز را نادرست ارزیابی میکند.
they misjudge the risks involved in the project.
آنها خطرات مرتبط با پروژه را نادرست ارزیابی میکنند.
sometimes, people misjudge their relationships.
گاهی اوقات، مردم روابط خود را نادرست ارزیابی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید