mites

[ایالات متحده]/maɪts/
[بریتانیا]/maɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودات بسیار کوچک، که اغلب به گیاهان یا حیوانات آسیب می‌زنند؛ کودکان کوچک، که اغلب در زمینه‌ای همدلانه هستند؛ مقدار بسیار کمی؛ سکه قدیمی بریتانیایی که ارزش کمی دارد

عبارات و ترکیب‌ها

dust mites

اِسفنج‌ها

spider mites

سیاهک‌ها

plant mites

کنه های گیاهی

mite bites

گزش کنه

mite control

کنترل کنه

mite infestations

آلودگی کنه

mite allergy

آلرژی کنه

freezing mites

کنه های منجمد

mite populations

جمعیت کنه

control mites

کنترل کنه ها

جملات نمونه

mites can cause allergic reactions in some people.

کِرم‌ها می‌توانند باعث ایجاد واکنش‌های آلرژیک در برخی افراد شوند.

dust mites thrive in warm and humid environments.

اِسفنج‌ها در محیط‌های گرم و مرطوب رشد می‌کنند.

regular cleaning can help reduce the number of mites.

تمیز کردن منظم می‌تواند به کاهش تعداد کِرم‌ها کمک کند.

some pets can carry mites that affect humans.

برخی حیوانات خانگی می‌توانند کِرم‌هایی را حمل کنند که بر انسان‌ها تأثیر می‌گذارند.

people with asthma may be more sensitive to mites.

افراد مبتلا به آسم ممکن است بیشتر در برابر کِرم‌ها حساس باشند.

insecticides can be effective against certain types of mites.

حشره‌کش‌ها می‌توانند در برابر برخی از انواع کِرم‌ها مؤثر باشند.

mites can infest bedding and upholstery.

کِرم‌ها می‌توانند به رختخواب و مبلمان نفوذ کنند.

some people use hypoallergenic covers to protect against mites.

برخی افراد از روکش‌های ضد آلرژی برای محافظت در برابر کِرم‌ها استفاده می‌کنند.

research is ongoing to better understand mite behavior.

تحقیقات برای درک بهتر رفتار کِرم‌ها ادامه دارد.

house dust mites are a common source of indoor allergens.

اِسفنج‌های خانگی یک منبع رایج آلرژن‌های داخل خانه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید