mithra

[ایالات متحده]/ˈmɪθrə/
[بریتانیا]/ˈmɪθrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای نور در اساطیر فارسی، معادل میترائس
Word Forms
جمعmithras

عبارات و ترکیب‌ها

mithra worship

عبادت میثرا

mithraic mysteries

رازهای میثرا

mithra's light

نور میثرا

mithraic rituals

آیین‌های میثرا

mithra's strength

قدرت میثرا

mithra's followers

پیروان میثرا

mithra's birth

تولد میثرا

mithraic symbolism

نمادگرایی میثرا

mithra's legacy

میراث میثرا

mithra's influence

تاثیر میثرا

جملات نمونه

mithra is often associated with the sun.

میثرا اغلب با خورشید مرتبط است.

many ancient cultures worshipped mithra.

بسیاری از فرهنگ‌های باستانی میثرا را می‌پرستیدند.

the rituals of mithraism were quite elaborate.

آیین‌های میثرا نسبتاً پیچیده بودند.

mithra is a symbol of light and truth.

میثرا نمادی از نور و حقیقت است.

in mythology, mithra is known as a protector.

در اساطیر، میثرا به عنوان یک محافظ شناخته می‌شود.

the followers of mithra celebrated various festivals.

پیروان میثرا جشن‌های مختلفی را برگزار می‌کردند.

mithra's stories are part of ancient lore.

داستان‌های میثرا بخشی از دانش باستانی هستند.

some scholars study mithra for its historical significance.

برخی از محققان میثرا را به دلیل اهمیت تاریخی آن مطالعه می‌کنند.

mithra's influence can be seen in various religions.

می‌توان تأثیر میثرا را در ادیان مختلف مشاهده کرد.

art depicting mithra often shows him slaying a bull.

هنرنمایی که از میثرا به تصویر کشیده شده اغلب او را در حال کشتن یک گاو نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید