mitigable

[ایالات متحده]/ˈmɪtɪɡəbl/
[بریتانیا]/ˈmɪtɪɡəbl/

ترجمه

adj. قابل کاهش یا کاهش شدت یا جدیت؛ قابل تسکین یا کاهش؛ قابل آرامش یا راحتی؛ قابل تنظیم یا تعدیل

عبارات و ترکیب‌ها

mitigable risks

ریسک‌های قابل کاهش

mitigable factors

عوامل قابل کاهش

mitigable impacts

اثرات قابل کاهش

mitigable issues

مشکلات قابل کاهش

mitigable losses

خسارات قابل کاهش

mitigable damage

آسیب‌های قابل کاهش

mitigable challenges

چالش‌های قابل کاهش

mitigable concerns

نگرانی‌های قابل کاهش

mitigable threats

تهدیدات قابل کاهش

mitigable conditions

شرایط قابل کاهش

جملات نمونه

the effects of climate change are not entirely mitigable.

اثرات تغییرات آب و هوایی به طور کامل قابل کاهش نیستند.

we need to find mitigable solutions for the ongoing crisis.

ما باید راه حل های قابل کاهش برای بحران مداوم پیدا کنیم.

his anxiety was mitigable with proper therapy.

اضطراب او با درمان مناسب قابل کاهش بود.

many risks in the project are mitigable through careful planning.

بسیاری از خطرات پروژه با برنامه ریزی دقیق قابل کاهش هستند.

the damage from the storm was largely mitigable with better preparation.

آسیب ناشی از طوفان با آمادگی بهتر تا حد زیادی قابل کاهش بود.

some health issues are mitigable with lifestyle changes.

برخی از مشکلات سلامتی با تغییرات در سبک زندگی قابل کاهش هستند.

effective communication can make conflicts more mitigable.

ارتباط موثر می تواند باعث شود درگیری ها بیشتر قابل کاهش باشند.

investing in technology can lead to mitigable costs.

سرمایه گذاری در فناوری می تواند منجر به کاهش هزینه ها شود.

understanding the risks can help in finding mitigable actions.

درک خطرات می تواند به یافتن اقدامات قابل کاهش کمک کند.

her stress was mitigable with regular exercise.

استرس او با ورزش منظم قابل کاهش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید