mizens

[ایالات متحده]/ˈmɪzənz/
[بریتانیا]/ˈmɪzənz/

ترجمه

n. بادبان جلو و عقب که بر روی دکل می‌زن قرار دارد؛ (Mizen) یک نام خانوادگی؛ (British) Mizen؛ (Japanese) Mizuyan (نام خانوادگی)؛ (German) Mizen
adj. مربوط به یا مجهز بر روی دکل می‌زن

عبارات و ترکیب‌ها

mizens effect

اثر میزن

mizens model

مدل میزن

mizens theory

نظریه میزن

mizens approach

رویکرد میزن

mizens principle

اصل میزن

mizens analysis

تجزیه و تحلیل میزن

mizens phenomenon

پدیده میزن

mizens strategy

استراتژی میزن

mizens framework

چارچوب میزن

mizens concept

مفهوم میزن

جملات نمونه

many mizens enjoy exploring the outdoors.

بسیاری از میزن‌ها از گشت و گذار در فضای باز لذت می‌برند.

we should observe how mizens interact with their environment.

ما باید نحوه تعامل میزن‌ها با محیط زیست خود را مشاهده کنیم.

mizens often find shelter in trees during storms.

میزن‌ها اغلب در هنگام طوفان در درختان پناه می‌گیرند.

feeding mizens can be a rewarding experience.

تغذیه میزن‌ها می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

it's important to protect the habitats of mizens.

محافظت از زیستگاه‌های میزن‌ها بسیار مهم است.

mizens are known for their playful behavior.

میزن‌ها به دلیل رفتار بازیگوش خود شناخته شده‌اند.

many people love to photograph mizens in their natural habitat.

بسیاری از مردم عاشق عکاسی از میزن‌ها در زیستگاه طبیعی خود هستند.

understanding the needs of mizens is crucial for their care.

درک نیازهای میزن‌ها برای مراقبت از آن‌ها بسیار مهم است.

mizens communicate using various sounds and body language.

میزن‌ها با استفاده از صداها و زبان بدن مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

observing mizens can teach us about nature's balance.

مشاهده میزن‌ها می‌تواند به ما در مورد تعادل طبیعت آموزش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید