mmm, delicious
خوشمزه، م.م
mmm, interesting
جالب، م.م
mmm, I see
میبینم، م.م
mmm, that's good
خوبه، م.م
She nodded and said, 'Mmm, that sounds delicious.'
او سر تکان داد و گفت: 'اممم، به نظر خوشمزه می رسد.'
He closed his eyes and hummed a soft 'mmm' of contentment.
او چشمانش را بست و آهی از رضایت با صدای ملایم 'اممم' سر داد.
Mmm, this coffee is so aromatic and rich.
اممم، این قهوه بسیار خوشبو و غنی است.
She took a bite of the cake and let out a satisfied 'mmm'.
او یک لقمه از کیک خورد و با صدای رضایتمندانه 'اممم' گفت.
Mmm, the smell of fresh bread always makes me hungry.
اممم، بوی نان تازه همیشه باعث می شود گرسنه شوم.
He paused to savor the flavors and let out a quiet 'mmm' of approval.
او برای چشیدن طعم ها مکث کرد و با صدای ملایم 'اممم' تایید کرد.
Mmm, the idea of a relaxing vacation by the beach sounds perfect.
اممم، ایده یک تعطیلات آرامش بخش در کنار ساحل عالی به نظر می رسد.
As she sipped the soup, she couldn't help but let out a satisfied 'mmm'.
همانطور که سوپ می نوشید، نمی توانست جلوی گفتن 'اممم' رضایتمندانه را بگیرد.
Mmm, the warm sunshine feels so good on my skin.
اممم، گرمای آفتاب روی پوستم خیلی خوب احساس می شود.
He closed his eyes and savored the moment with a soft 'mmm' of pleasure.
او چشمانش را بست و با صدای ملایم 'اممم' از لذت بردن از آن لحظه غافل نشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید